سلاممم.

 

ممنون از نظرات قشنگتون..........

 

هميشه یک واژه خيلي ناراحتم مي کرد..... سکوت.
احساس خفگي مي کردم ... احساس مي کردم هيشکي حرف دلم رو نمي شنوه خيلي سخته نه؟
 اما اين احساس من بود.... احساسي که هر کاري مي کردم نمي شد ازش فرار کنم.
سکوت واسه من يک عذاب بود یک عذابي که احساس مي کردم هميشه باهامه.....


اما حالا وضع فرق کرده حالا عاشق سکوتم. هميشه پيش خودم مي گم کاشکي خيلي ها خيلي وقتها سکوت مي کردن و زندگي رو آسون اما ... اما يک چيز نمي گذاره آدمها سکوت کنند .....


امان از خودخواهي............

 

 

خدانگهدار..........


 

نوشته شده توسط رنگین کمان در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 15:22 موضوع | لينک ثابت