سلام.........

 


فکر مي کردم براي لحظات تنهايي ........... براي لحظاتي که هيچ کس به بادم نيست... براي لحظاتي که هيچ کس ...........

خيلي فکر کردم .... نتيجه اي نگرفتم.... از خود پرسيدم مگر تنهاييت زندگي ات را گرفت؟

صدايي از درونم برخاست که گفت : تنهايي برايت درمان است با تنهايي زندگي کن که جز او همدمي نيست....

پرسيدم که تو کيستي و او گفت : همان که جز او همدمي برايت نيست.............

 

دوستان چند نفر در نظرات خصوصي پرسيده بودند که من اين متنها رو از کجا مي آرم ؟
راستش اين متنها رو خودم مي گم يه استعداد کوچيکي در نوشتن اينطور متنها دارم که وادارم مي کنه حرفهاي دلم را اينجا بنويسم.... ممنون که به وبلاگ سري مي زنيد و نظر مي ديد.....

دوستتون دارم.... باي.....


 

نوشته شده توسط رنگین کمان در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 ساعت 13:46 موضوع | لينک ثابت